سفارش تبلیغ
صبا

کوهستان دیار عالمان
در این وبلاگ قصد دارم ضمن معرفی روستای عالم پرور کوهستان،در حد توان پیرامون موضوعات گوناگون دینی،مطالبی عرض کنم. 
قالب وبلاگ

حماسه عظیم 9 دی سال 88 صحنه تجلی اراده ملت انقلابی ایران در دفاع از حریم ولایت و تیر خلاصی بر پیکره فتنه گران و دشمنان نظام مقدس جمهوری اسلامی بود.

 

9دی


[ جمعه 91/10/8 ] [ 7:31 عصر ] [ سید زین العابدین رشید کوهستانی ] [ نظر ]

1- شهید سید محمد تقی هاشمی نسب،نوه دختری آیت الله کوهستانی

 

شهید سید محمد تقی هاشمی نسب


2- شهید سید ابوالحسن هاشمی نسب،نوه دختری ایت الله کوهستانی.

سمت راست: نشسته شهید سید ابوالحسن هاشمی نسب

شهید  هاشمی نسب

 

3- شهید مهدی فاضل،نوه دختری آیت الله کوهستانی

شهید مهدی فاضل

 

4- شهید محمد باقر یوسفی،نوه دختری آیت الله کوهستانی

 

شهید محمد باقر یوسفی

 

 


[ سه شنبه 91/10/5 ] [ 11:36 عصر ] [ سید زین العابدین رشید کوهستانی ] [ نظر ]

قرآن

پیشینة این پرسش به عصر ائمة معصومین می‌رسد و نصوص روایی بر جای مانده در مصادر فریقین شاهد آن است. ـ که برخی از آنها را خواهید دید ـ در پاسخ به این پرسش سه دیدگاه مطرح است:

1. دیدگاه افراطی:
در این دیدگاه گفته‌ می‌شود نام اهل بیت (علیهم السلام) و مقام پیشوایی آنان در قرآن به طور صریح بوده ، لیکن پس از وفات پیامبر خدا"صلی الله علیه و آله" و در عصر جمع آوری قرآن و تدوین آن، قرآن تحریف گشته و نام اهل بیت از آن ساقط شده است. این دیدگاه در میان فریقین طرفدارانی بسیار اندک دارد .استناد این افراد چیزی جز روایات نیست، روایاتی که از نظر سند و دلالت مخدوش و بسیاری از مصادر آن‌ بی‌اعتبار است. ابن شنبوذ بغدادی از علمای اهل سنّت ، آیة شریفة "وَ لَقَدْ نَصَرَکُمُ اللهُ بِبَدْرٍ وَ اَنْتُمْ اَذِلّةُ..."1 را چنین قرائت می‌کرده‌ است: "وَ لَقَدْ نَصَرَکُمُ اللهُ بِبَدْرٍ ـ بسیف علیّ ـ وَ اَنْتُمْ أَذِلَّة"2... ابن شنبوذ تأویل آیه و مورد نزول آن را با تنزیل آیه خلط کرده، بدون آنکه بر این توهّم خود دلیلی اقامه کند. و یا مانند محدّث نوری از علمای شیعه که گفته شده انگیزه‌ وی در تدوین کتاب " فصل الخطاب" اثبات همین مدعاست که نام اهل بیت در قرآن بوده و سپس به تحریف ساقط شده است.

ادامه مطلب...

[ دوشنبه 91/10/4 ] [ 6:46 عصر ] [ سید زین العابدین رشید کوهستانی ] [ نظر ]

آیت الله نخودکی

 

از حضرت آیة الله آقا موسی شبیری زنجانی نقل شده است که:

در سفری که حضرت امام و پدرم برای زیارت به مشهد مقدّس رفته بودند امام خمینی(ره) در صحن حرم امام رضا علیه السلام با سالک الی الله حاج حسنعلی نخودکی مواجه می‌شوند. امام امت(ره) که در آن زمان شاید در حدود سی الی چهل سال بیشتر نداشت وقت را غنیمت می‌شمارد و به ایشان می‌گوید با شما سخنی دارم. حاج حسنعلی نخودکی می‌گوید: من در حال انجام اعمال هستم شما در بقعه حرّ عاملی(ره) بمانید من خودم پیش شما می‌آیم. بعد از مدتی حاج حسنعلی می‌آید و می‌گوید چه کار دارید؟

امام(ره) خطاب به ایشان رو به گنبد و بارگاه امام رضا(علیه السلام) کرد و گفت: تو را به این امام رضا (علیه السلام) اگر (علم) کیمیا داری به ما هم بده؟

حاج حسنعلی نخودکی که رضوان خدا بر او باد انکار به داشتن علم(کیمیا) نکرد بلکه به امام(ره) فرمودند:

اگر ما «کیمیا» به شما بدهیم و شما تمام کوه و در و دشت را طلا کردید آیا قول می‌دهید که به جا استفاده کنید و آن را حفظ کنید و در هر جائی به کار نبرید؟

امام خمینی(ره) که از همان ایام جوانی صداقت از وجودشان می‌بارید. سر به زیر انداختند و با تفکری به ایشان گفتند: نه نمی‌توانم چنین قولی به شما بدهم.

حاج حسنعلی نخودکی که این را از امام(ره) شنید رو به ایشان کرد و فرمود:

حالا که نمی‌توانید «کیمیا» را حفظ کنید من بهتر از کیمیا را به شما یاد می‌دهم و آن این که:

بعد از نمازهای واجب یک بار آیة الکرسی را تا «هو العلی العظیم» می‌خوانی.

و بعد تسبیحات فاطمه زهرا(سلام الله علیها) را می‌گویی .

و بعد سه بار سوره توحید «قل هو الله احد» را می‌خوانی.

و بعد سه بار صلوات می‌گویی .

و بعد سه بار آیه مبارکه؛

«وَ مَن یَتَّقِ اللهَ یجْعَل لَّهُ مخْرَجاً . وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یحْتَسِب وَ مَن یَتَوَکلْ عَلى اللهِ فَهُوَ حَسبُهُ إِنَّ اللهَ باَلِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللهُ لِکلِّ شىْءٍ قَدْراً»
؛‌(طلاق/2و 3) (هر کس تقواى الهى پیشه کند خداوند راه نجاتى براى او فراهم می‌کند. و او را از جائى که گمان ندارد روزى مى‌دهد، و هر کس بر خداوند توکل کند کفایت امرش را مى‌کند، خداوند فرمان خود را به انجام مى‌رساند، و خدا براى هر چیزى اندازه‌اى قرار داده است.) را می‌خوانی این از کیمیا برایت بهتر است.

 



[ دوشنبه 91/10/4 ] [ 6:34 عصر ] [ سید زین العابدین رشید کوهستانی ] [ نظر ]

شاید این سوال در ذهن خیلی ها خطور کرده باشد که: آیا از مردان حاضر در کربلا غیر از امام سجاد(ع) شخص یا اشخاص دیگرى زنده ماندند یا خیر؟

 

با مراجعه به منابع تاریخى، مى ‏توان زنده ماندن عده‏ اى را به دست آورد، که در دو بخش بنى هاشم و اصحاب دیگر آنها را معرفى مى  ‏کنیم:


 یک. از بنى هاشم:


1. امام سجاد (ع)
2. حسن بن حسن معروف به حسن مثنّى
او در روز عاشورا در حالى ‏که مجروح بود، اسیر شد و در حالى ‏که اسماء بن خارجه قصد کشتن او را داشت، عمربن سعد نگذاشت کشته شود. او با فاطمه دختر امام حسین (ع) ازدواج کرد و در 35 سالگى دار فانى را وداع گفت. او مدتى متولى اوقاف و صدقات حضرت على (ع) بود.(1)
حسن بن حسن پدر عبدالله بن حسن (معروف به عبدالله محض)، پدر محمد بن عبدالله (معروف به نفس زکیه) است و به جهت آنکه اولین علوى ‏اى بود که از پدر و مادر علوى به دنیا آمده بود، به این لقب ملقب شد.  ادامه مطلب...

[ یکشنبه 91/10/3 ] [ 7:27 عصر ] [ سید زین العابدین رشید کوهستانی ] [ نظر ]

ابولولو

ابولؤلؤ (644م) با اسم فیروز ایرانی، کشنده عمر خلیفه دوم است(1). وی مسیحی و یا به قولی زرتشتی و از مردم نهاوند بود که در جنگ مسلمانان اسیر شد و به غلامی مغیرة بن شعبه فرمانروای کوفه درآمد.(2) احتمالاً پیش از آن مدتی در اسارت رومیان به سر برده و در همان جا آیین ترسایی اختیار کرده بود.(3) برخی نیز وی را شیعه و از طرفداران علی بن ابی طالب (ع) میدانستند.

 مورخان درخصوص انگیزه قتل عمر توسط وی اختلاف دارند. بنابر کهن‏ترین منابع و روایات، مغیرة بن شعبه از کوفه نامه‏ ای به عمر در مدینه نوشت و از او خواست اجازه دهد غلامش ابولؤلؤ به مدینه بیاید و مردم از فنون او مانند نقاشی، آهنگری و درودگری بهره ‏مند شوند. عمر با آن که ورود غیر عرب را به مدینه ممنوع کرده بود، موافقت کرد. پس از چندی، ابولؤلؤ نزد عمر از مولای خود شکایت کرد که خراجی سنگین بر او بسته، ولی خلیفه شکایت او را روا ندانست. ابولؤلؤ که از بی اعتنایی خلیفه در خشم شده بود، کلمات تهدیدآمیزی بر زبان راند. چندی پس از آن گفتگو ابولؤلؤ در مسجد کمین کرد و هنگام نماز صبح عمر را از پای درآورد.(4)
برخی از مورخان دیگر عقیده دارند که سیاست عمر در برابر ایرانیان - به ویژه اسیران و کودکان - نیز در قتل عمر نقش داشته است.(5)
از دیگر نظراتی که درباره انگیزه قتل عمر گفته شده، این است که برخی از بزرگان صحابه که از سختگیریهای عمر ناراضی بودند، نقشه قتل خلیفه را کشیدند و ابولؤلؤ وسیله اجرا بوده است.(6) بر این اساس وی قاتل عمر بوده و شهرت او نیز به دلیل قتل عمر است.(7)
در مورد قبری که در کاشان منتسب به او است، گزاره‏ های تاریخی متضاد و متناقض است. برخی گویند: او بعد از سوءقصد به عمر از مدینه گریخت، به عراق رفت و در کاشان درگذشت.(8)
برخی نوشته‏ اند: او بعد از سوءقصد فرار کرد. مردی از بنی تمیم او را گرفت و کشت و کارد او را آورد و به پسر عمر (عبیدالله) داد. عبیدالله با همان کارد هرمزان را کشت، بدین خیال که او نقشه قتل پدرش را کشیده بود(9)
در برابر این دو قول بسیاری از نویسندگان نوشته ‏اند: ابولؤلؤ بعد از سوء قصد به جان عمر و زخمی کردن چند نفر دیگر، خودکشی کرد.(10)


بنابر قول اخیر، نمیتوان پذیرفت که قبر ابولؤلؤ در کاشان باشد.

پی نوشت:
1. دایرةالمعارف بزرگ تشیع، ج‏1، ص 436؛ دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج‏6، ص 198 - 199.
2. دایرةالمعارف تشیع، ج‏1، ص 436؛ دایرةالمعارف فارسی، ج‏1، ص 34؛ لغت نامه دهخدا، ج‏1، ص 682.
3. دایرةالمعارف تشیع، ج‏1، ص 436.
4. دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج‏6، ص 198.
5. دایرةالمعارف تشیع، ج‏1، ص 436
6. دایرةالمعارف اسلامی، ج‏6، ص 198 - 199.
7. دایرةالمعارف بزرگ اسلامی ،ج‏6، ص 198.
8. حبیب السیر، ج‏1، ص 167؛ به نقل از لغت نامه دهخدا، واژه ابولؤلؤ.
9. لغت نامه دهخدا.
10. محمد ابن سعد، طبقات الکبری، ج‏3، ص 345؛ ابن شبه، تاریخ المدینه المنوره، ج‏3، ص 896 - 899؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک ،ج 4، ص 190 - 191؛ به نقل از دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج 6، ص 199


[ یکشنبه 91/10/3 ] [ 7:18 عصر ] [ سید زین العابدین رشید کوهستانی ] [ نظر ]
<      1   2      
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

بنده سید زین العابدین رشید کوهستانی،اهل روستای کوهستان از توابع شهرستان بهشهر هستم. از سال 1374 وارد حوزه علمیه شدم وپس از طی تحصیلات مقطع مقدمات و سطح در حوزه علیمه فیضیه مازندران بابل،در سال 1382 وارد حوزه علیمه قم شدم و در کنار تحصیل در فقه و اصول و شرکت در درس خارج فقه و اصول مراجع بزرگوار آیات عظام سبحانی و مکارم شیرازی،در رشته تخصصی تاریخ اسلام و تشیع در مقطع کارشناسی ارشد فارغ التحصل گردیده ام.
لینک دوستان
امکانات وب


بازدید امروز: 9
بازدید دیروز: 26
کل بازدیدها: 77750