سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

کوهستان دیار عالمان
در این وبلاگ قصد دارم ضمن معرفی روستای عالم پرور کوهستان،در حد توان پیرامون موضوعات گوناگون دینی،مطالبی عرض کنم. 
قالب وبلاگ

علی مع الحق

 

از منابع مهمی که در شناخت وجود ملکوتی حضرت علی - علیه السلام - موجود است، کلمات و مرویات خلفای سه گانه می باشد. دانستن این مطالب از چند جهت مورد توجه و اهمیت است:
اولا، مقام رفیع امیر المؤمنین علی - علیه السلام - را از زبان کسانی که به عنوان بعضی از صحابه رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - مطرح بودند، و سخنان آن حضرت را شنیدند، می شناسیم. ثانیا: به طور قطع، میزان شناخت پیروان مذاهب مختلف عامه با مطالعه این مطالب، نسبت به آن حضرت بیشتر و کاملتر خواهد شد. و تحولی نو در آنان پدید خواهد آمد.[1] ثالثا: از این طریق، ماهیت کسانی که بعد از پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله و سلم -، سفارشها و وصایای آن حضرت را در مورد خلافت و ولایت علی - علیه السلام - نادیده گرفته و با ایجاد شورای انحصاری، اقدام به تعیین خلیفه برای مسلمین کردند، کاملا روشن می شود. در ادامه همین مباحث، سخنان و روایاتی که عایشه در زمینه عظمت علی - علیه السلام - بیان کرده است نیز مورد توجه قرار خواهد گرفت.
اکنون به ترتیب و به صورت جداگانه، سخنان و مرویات آنان را مورد دقت و توجه قرار می دهیم:
1 - سخنان و مرویات ابوبکر بن ابی قحافه
الف:. . . فقال ابو بکر: صدق الله و رسوله، قال لی رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم - لیله الهجره، و نحن خارجان من الغار نرید المدینه: کفی و کف علی فی العدل سواء.[2] . . . ابو بکر گفت: خدا و رسولش راست گفتند، رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - در شب هجرت در حالی که بیرون از غار بودیم و اراده (رفتن) به مدینه را داشتیم به من فرمود: دست من و دست علی در عدل و داد برابر است.

ادامه مطلب...

[ پنج شنبه 91/8/11 ] [ 6:24 عصر ] [ سید زین العابدین رشید کوهستانی ] [ نظر ]

غدیر خم

 

خداوند در قرآن کریم می فرماید:
یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیکَ مِنْ رَبِّکَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ یعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا یهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ
(المائدة/67)
ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملا (به مردم) برسان! و اگر نکنی، رسالت او را انجام نداده‌ای! خداوند تو را از (خطرات احتمالی) مردم، نگاه می‌دارد؛ و خداوند، جمعیت کافران (لجوج) را هدایت نمی‌کند.

جمله بندى هاى آیه و لحن خاص و تاکیدهاى پى در پى آن و همچنین شروع شدن با خطاب یا ایها الرسول که تنها در دو مورد از قرآن مجید آمده و تهدید پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) به عدم تبلیغ رسالت در صورت کوتاهى کردن که منحصرا در این آیه از قرآن آمده است ، نشان میدهد که سخن از حادثه مهمى در میان بوده است که عدم تبلیغ آن مساوى بوده است با عدم تبلیغ رسالت .


بعلاوه این موضوع مخالفان سرسختى داشته که پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) از مخالفت آنها که ممکن بوده است مشکلاتى براى اسلام و مسلمین داشته باشد، نگران بوده و به همین جهت خداوند به او تأمین میدهد.


اکنون این سؤ ال پیش مى آید که با توجه به تاریخ نزول سوره که مسلماً در اواخر عمر پیغمبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) نازل شده است ، چه مطلب مهمى بوده که خداوند پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) را با این تأکید مأمور ابلاغ آن میکند.


ادامه مطلب...

[ پنج شنبه 91/8/11 ] [ 6:16 عصر ] [ سید زین العابدین رشید کوهستانی ] [ نظر ]

 

زنان در جنگ

 

مقدمه:

عصر نبوی، کاملترین دورة تاریخ بشری در ظهور و بروز الگوهای رفتاری است. حضور مبارک پیامبر اکرم (ص) که مثال عینی انسان کامل است اسوه و الگویی است که قرآن آن را اسوه حسنه معرفی می­نماید.(1)در طی 23 سال تاریخ پرفراز و نشیب صدر اسلام، زنان و مردان بزرگی تربیت یافتند که هر یک در نوع خود بی نظیر بوده اند. حوادث و اتفاقاتی رخ داده است که شیوة رویارویی با آنها درس بزرگی برای امّت پیامبر در عصرهای دیگر اس تاز جمله موضوعاتی که طرح و تبیین آن موجب الگو برداری صحیح خواهد بود و ما را در مسیر صواب هدایت خواهد کرد؛ نقش زنان در عصر نبوی است. نقشی که بدون افراط و تفریط، شعارزدگی، سطحی نگری و استفاده ابزاری شکل گرفت و موجب تربیّت زنانی بزرگ و نامدار شد. در این راستا توجّه به نقش زنان در نظام دفاعی حکومت نبوی نشانگر عمق توجّه پیامبر(ص) به توانمندی های زنان و فـراهم ساختن بستر مناسب و طبیعی جهت شکوفایی توانایی های زنان است.

 

ادامه مطلب...

[ چهارشنبه 91/8/10 ] [ 4:44 عصر ] [ سید زین العابدین رشید کوهستانی ] [ نظر ]

السلام علیک یا امام هادی(ع)

امام علی بن محمد الهادی علیه السلام در نیمة ذی الحجه سال 212ق نزدیک شهر مدینه در روستای صریا، چشم به دنیا گشود و در ماه رجب سال 254ق در سرّ من رأی (سامرا) توسط معتز عباسی به شهادت رسید. ایشان پس از پدر بزرگوارش 33 سال امامت شیعیان را بر عهده داشتند.[1]

نام مادر آن حضرت سمانه مغربیه بود[2]؛ البته مدنب، حدیث و غزال هم گفته اند.[3]

لقب های آن حضرت را نقی، هادی، امین، طیب، ناصح، مرتضی و... ذکر کرده اند. کنیه اش ابوالحسن است و به ایشان ابوالحسن ثالث می گویند.[4]

امام هادی علیه السلام از آغاز امامت در مدینه حضور داشتند و در مدت اقامت در این شهر نقش بسیار مهمی در رهبری شیعیان ایفا کردند؛ به طوری که حکومت عباسی از موقعیت ممتاز امام احساس خطر کرده و حضور ایشان در مدینه را به صلاح ندانست، متوکل برای کنترل بیشتر امام علیه السلام تصمیم گرفت ایشان علیه السلام را از مدینه به سامرا منتقل کند. در سال 233 ق بنابه گزارش هایی که جاسوسان از فعالیت های امام علیه السلام داده بودند، متوکل به یحیی بن هرثمه مأموریت داد تا این انتقال را انجام دهد. با ورود یحیی بن هرثمه به مدینه، مردم که سخت مشتاق و شیفتة امام خود بودند، اعتراض خود را علنی کردند؛ به طوری که یحیی بن هرثمه اعلام کرد که کاری به امام علیه السلام ندارد و هیچ خطری امام علیه السلام را تهدید نمی کند. پس از مدتی به بهانه این که در منزل امام بر علیه حاکم عباسی سلاح جمع آوری می شود به خانه امام علیه السلام حمله بردند، ولی چیزی جز قرآن و ادعیه نیافتند. جالب اینکه خود یحیی بن هرثمه پس از بازگشت می گوید: «چیزی جز بزرگواری، ورع، زهد و شجاعت در او نیافتم».[5]

 

ادامه مطلب...

[ سه شنبه 91/8/9 ] [ 7:17 عصر ] [ سید زین العابدین رشید کوهستانی ] [ نظر ]

امام هادی(ع)


[ سه شنبه 91/8/9 ] [ 7:13 عصر ] [ سید زین العابدین رشید کوهستانی ] [ نظر ]

آیة الکرسی


[ سه شنبه 91/8/9 ] [ 7:12 عصر ] [ سید زین العابدین رشید کوهستانی ] [ نظر ]

امروز خداوند نعمت بزرگ دیگری به ما عنایت فرمود،و آن هم فرزند پسری است که امروز با تولدش رنگ و بوی دیگه ای به زندگی ما بخشید.نام پسرمونو گذاشتیم«سید علی».

 انشاءالله که از شیعیان و محبان امیرمومنان علی بن ابیطالب(ع) باشد.

  از خداوند متعال می خواهم به همه خانواده هایی که در آرزوی داشتن فرزند هستند،فرزندی صالح عنایت بفرماید.آمین

 

پسرم سید علی

 


[ دوشنبه 91/8/8 ] [ 10:49 عصر ] [ سید زین العابدین رشید کوهستانی ] [ نظر ]

نامه محبت‌آمیز امام خمینی (ره) به همسرش

نامه محبت‌آمیز امام خمینی (ره) به همسرش


 امام راحل در سال 1312 شمسی که عازم سفر حج بودند، در بیروت نامه‌ای محبت‌آمیز برای همسر باوفای خویش نوشتند که نشانگر علاقه وافر ایشان به همسرش مرحومه خدیجه ثقفـی می‌باشد.

  شخصیت مردان بزرگ الهی، برخلاف مردم عادی، تک‌‌ بعدی نیست و وجوه گوناگون دارد. آنان با تهذیب نفس توانسته‌اند، اضداد را در خود جمع کنند. برای مثال؛ امام خمینی با پشت سر گذاشتن مدارج عالی تعالی انسانی، ظرفیت وجودی خویش را چنان وسیع ساخت که توانست، مفاهیمی ‌چون عرفان، ساده‌زیستی، جهاد، زهد، سیاست، مدیریت، قاطعیت، عاطفه،سازش‌ناپذیری، انعطاف، فروتنی، عزت‌طلبی و... را یکجا در شخصیت خویش جمع آورد.
ایشان با وجود قاطعیت و سازش‌ناپذیری، روحی لطیف و عواطفی عالی داشت که به اشکال گوناگون، جلوه‌گر می شد.
از آن جمله این‌ که در فروردین سال 1312 شمسی، که امام عازم سفر حج بودند، در بیروت، نامه‌ای برای همسرش مرحومه خدیجه ثقفـی - که دومین فرزند را در بطن خود داشتند ـ نوشتند که متن کامل این نامه بدین شرح است:


تصدقت شوم، الهی قربانت بروم، در این مدت که مبتلای به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوت قلبم گردیدم،متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آیینه قلبم منقوش است. عزیزم، امیدوارم خداوند شما را به سلامت و خوش در پناه خودش حفظ کند.[حال]من با هر شدتی باشد می‌گذرد؛ ولی به حمدالله تاکنون هرچه پیش آمد،خوش بوده و الان در شهر زیبای بیروت هستم(1).
حقیقتا جای شما خالی است، فقط برای تماشای شهر و دریا خیلی منظره خوش دارد. صد حیف که محبوب عزیزم همراهم نیست که این منظره عالی به دل بچسبد.
در هر حال، امشب، شب دوم است که منتظر کشتی هستیم. از قرار معلوم و معروف، یک کشتی فردا حرکت می کند، ولی ماها که قدری دیر رسیدیم، بایدمنتظر کشتی دیگر باشیم. عجالتا تکلیف معلوم نیست، امید است خداوند به عزت اجداد طاهرینم، که همه حجاج را موفق کند به اتمام عمل. از این حیث قدری نگران هستم، ولی از حیث مزاج بحمدالله به سلامت. بلکه مزاجم بحمدالله مستقیم‌تر و بهتر است. خیلی سفر خوبی است، جای شما خیلی خیلی خالی است. دلم برای پسرت [سیدمصطفی] قدری تنگ شده است. امید است که هر دو(2) به سلامت و سعادت در تحت مراقبت آن عزیز و محافظت خدای متعال باشند. اگر به آقا [پدر همسر امام] و خانم‌ها [مادر و مادربزرگ همسر امام] کاغذی نوشتید،سلام مرا برسانید. من از قبل همه نایب‌الزیاره هستم. به خانم شمس آفاق [خواهر همسر امام] سلام برسانید و به توسط ایشان به آقای دکتر [علوی] سلام برسانید. به خاور سلطان و ربابه سلطان سلام برسانید.
صفحه مقابل را به آقای شیخ عبدالحسین بگویید برسانند.
ایام عمر و عزت مستدام. تصدقت. قربانت؛ روح‌الله
عکس جوف در حال دلتنگی از حرکت نکردن(3)

***********
1ـ برای عزیمت با کشتی به عربستان برای انجام اعمال حج.
2ـ اشاره به آقا مصطفی و فرزند دیگرشان که در آن زمان، هنوز به دنیانیامده بود و چند روز پس از نگارش این نامه در زمانی که امام در سفر حجبودند، متولد شد و او را «علی» نام گذاردند. وی در کودکی بر اثر بیماریدرگذشت.
3ـ اشاره به نبودن کشتی برای عزیمت به جده.

منبع



[ یکشنبه 91/8/7 ] [ 10:33 عصر ] [ سید زین العابدین رشید کوهستانی ] [ نظر ]

حجاب در کلام شهید

آرى در اسلام زن باید حجاب داشته باشد، ولى لازم نیست که چادر باشد. بلکه زن مى‏تواند هر لباسى را که حجابش را به وجود آورد اختیار کند. ما نمى ‏توانیم و اسلام نمى ‏خواهد که زن به عنوان یک شى ء و یک عروسک در دست ما باشد. اسلام مى ‏خواهد شخصیت زن را حفظ  کند و از او انسانى جدى و کارآمد بسازد. ما هرگز اجازه نمى‏ دهیم تا زنان فقط شیئى براى مردان و آلت هوسرانى باشند

                                                              ( حضرت امام خمینی-رحمة الله علیه-)

***************

«خواهر مسلمان: حجاب شما موجب حفظ نگاه برادران خواهد شد. برادرمسلمان: بی اعتنایی شما و حفظ نگاه شما موجب حجاب خواهران خواهدشد.»

(شهید علی اصغر پور فرح آبادی)

*****************


«شما خواهرانم و مادرانم: حجاب شما جامعه را از فساد به سوی معنویت و صفا می کشاند.»

(شهید علی رضائیان)

 

*****************
«از خواهران گرامی خواهشمندم که حجاب خود را حفظ کنند، زیرا که حجاب خون بهای شهیدان است.»

(شهید علی روحی نجفی)

*****************

ادامه مطلب...

[ شنبه 91/8/6 ] [ 11:27 عصر ] [ سید زین العابدین رشید کوهستانی ] [ نظر ]

وفدیناه بذبح عظیم

 

در عیون اخبار الرضا(علیه السلام)، خصال شیخ صدوق و دیگر کتب معتبر روایى از امام رضا(علیه السلام) چنین نقل شده است: هنگامى که حق تعالى به ازاى ذبح اسماعیل قوچى را فرستاد تا به جاى او ذبح شود، حضرت ابراهیم(علیه السلام) آرزو کرد؛ کاش مى شد فرزندش را به دست خود ذبح کند و مأمور به ذبح گوسفند نمى شد تا به سبب درد و مصیبتى که از این راه به دل و جان او وارد مى شود، مصیبت پدرى باشد که عزیزترین فرزندش را به دست خود در راه خدا ذبح کرده تا از این طریق بالاترین درجات اهل ثواب در مصیبت ها را به دست آورد. در این اثنا خطاب وحى از پروردگار جلیل به ابراهیم خلیل رسید که محبوب ترین مخلوقات من نزد تو کیست.

ابراهیم(علیه السلام) عرضه داشت: هیچ مخلوقى پیش من محبوب تر از حبیب تو محمد(صلی الله علیه و آله) نیست. پس وحى آمد که آیا او را بیشتر دوست دارى یا خودت را ابراهیم(علیه السلام) گفت: او پیش من از خودم محبوب تر است. خداوند متعال فرمود: فرزند او را بیشتر دوست دارى یا فرزند خود را ابراهیم(علیه السلام) عرض کرد: فرزند او را بیشتر دوست دارم.

پس حق تعالى فرمود: آیا ذبح فرزند او(امام حسین علیه السلام) به دست دشمنان از روى ستم، بیشتر دل تو را مى سوزاند یا ذبح فرزند خودت به دست خودت در اطاعت من ! عرض کرد: پروردگارا! ذبح او به دست دشمنان بیشتر دلم را مى سوزاند. در این هنگام خداوند خطاب کرد؛ اى ابراهیم! پس به یقین جمعى که خود را از امت محمد(صلی الله علیه و آله) مى شمارند، فرزند او حسین(علیه السلام) را از روى ظلم و ستم و با عداوت و دشمنى، ذبح خواهند کرد همان گونه که گوسفند را ذبح مى کنند و به این سبب مستوجب خشم و عذاب من مى گردند.

ابراهیم(علیه السلام) از شنیدن این خبر جانکاه، ناله و فریاد بر آورد و قلب و جان او به درد آمد و بسیار گریه نمود و دست از گریه بر نمى داشت تا این که وحى از جانب پروردگار جلیل رسید: « اى ابراهیم! گریه تو بر فرزندت اسماعیل اگر او را به دست خود ذبح مى کردى، فدا کردم به گریه اى که تو بر حسین(علیه السلام) و شهادتش کردى و بدین سبب بالاترین درجات اهل ثواب در مصیبت ها را به تو دادم. در پایان امام رضا(علیه السلام) فرمود: این است مفهوم قول خداوند عز وجل؛ «وَ فَدَیناهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ».(1)

این حدیث معتبر از امام رضا(علیه السلام) علاوه بر این که بر مصادیق دیگر ذبح عظیم صحه نهاده، آیه شریفه «وَ فَدَیناهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ» را از انحصار در یک مصداق ظاهرى اگر چه عظیم، بیرون آورده و یک معناى دقیق عرفانى و ملکوتى ارائه کرده و سالار شهیدان را به عنوان ذبح عظیم معرفى نموده است. با آن که همه امامان و پیامبران بسیارى در راه خدا شهید شده اند و پیامبرى همچون حضرت یحیى(علیه السلام) را سر بریده اند و در برخى روایات نیز وجوه تشابهى بین شهادت حضرت یحیى(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) بیان شده است،(2) لکن قطعاً ذبیحى بزرگ تر و عظیم تر از سیدالشهدا(علیه السلام) در راه خدا ذبح نشده است، لذا تعبیر «ذبیح اعظم» کم ترین چیزى است که مى توان در حق سیدالشهدا(علیه السلام) گفت. نکته جالب توجه این که حضرت اسماعیل(علیه السلام) با این که ذبیح الله نامیده شده است و به راستى حضرت ابراهیم عزم بر ذبح او داشت و ذره اى در اطاعت امر خداوند متعال سستى نکرد ولى خدا نخواست که او حقیقتاً ذبح گردد و مشیتش بر آن قرار گرفت ذبیح حقیقى او فرزند پیغمبر خاتم و جگر گوشه فاطمه و سید و سالار شهیدان باشد.

آرى ! حسین بن على(علیه السلام)، انسانى برتر از عرش و فرش است که خدا او را در قرآن کریم نفس مطمئنه نامیده «یا أَیتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّه» و او را به جوار خود فرا خوانده « ارْجِعِى إِلى رَبِّکِ راضِیه مَرْضِیه فَادْخُلِى فِى عِبادِى وَ ادْخُلِى جَنَّتِى»(3) و او نیز با کمال اخلاص در لبیک گفتن به فراخوان پروردگار شتاب کرده(4) و با دادن سر مبارکش در راه رضاى پروردگار در مناى حسینى، ذبیح اعظم خدا شده است.



پاورقی
1- بحارالأنوار، ج،12 ص124 و ج،44 ص225.
2- بحارالأنوار، ج ،45 ص 21 و ج،44 ص،302 ح13 و ج،45 ص211.
3- (89) الفجر27.
4- ر.ک : بحارالأنوار، ج،24 ص93.


مأخذ: اینجا




[ پنج شنبه 91/8/4 ] [ 11:2 عصر ] [ سید زین العابدین رشید کوهستانی ] [ نظر ]
<      1   2   3   4   5   >>   >
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

بنده سید زین العابدین رشید کوهستانی،اهل روستای کوهستان از توابع شهرستان بهشهر هستم. از سال 1374 وارد حوزه علمیه شدم وپس از طی تحصیلات مقطع مقدمات و سطح در حوزه علیمه فیضیه مازندران بابل،در سال 1382 وارد حوزه علیمه قم شدم و در کنار تحصیل در فقه و اصول و شرکت در درس خارج فقه و اصول مراجع بزرگوار آیات عظام سبحانی و مکارم شیرازی،در رشته تخصصی تاریخ اسلام و تشیع در مقطع کارشناسی ارشد فارغ التحصل گردیده ام.
لینک دوستان
امکانات وب


بازدید امروز: 6
بازدید دیروز: 11
کل بازدیدها: 79284