سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

کوهستان دیار عالمان
در این وبلاگ قصد دارم ضمن معرفی روستای عالم پرور کوهستان،در حد توان پیرامون موضوعات گوناگون دینی،مطالبی عرض کنم. 
قالب وبلاگ

اخلاق

 

آیا فضایل و رذایل ـ که مسائل مورد نظر در اخلاق اند ـ فطری انسان است یا این که تابع افکار اجتماعی و فردی و خیر و مصلحت اجتماعی و فردی هست؟

 


پاسخ به سؤال فوق، نسبت به دیدی که می توان از انسان داشت، متفاوت است. اگر انسان را از حقیقت ثابت برخوردار ندانیم و تمام تحوّلات حاصل در وجودش را تابع عوامل خارجی بدانیم، نتیجه حاصل از چنین دیدی این خواهد بود که فضایل و رذایل، تابع شرایط موجود است، و سخن گفتن از فطری یا غیر فطری بودن اخلاق، بی اثر و پوچ خواهد بود. امّا اگر انسان را دارای حقیقت ثابت بدانیم و آنچه در او ظهور فعلی می یابد عبارت از قوا و استعدادها، غرایز و فطرتهای نهفته در او باشد، نتیجه حاصل از این دیدگاه این است که انسان می تواند برخوردار از ابزار ادراکی ای باشد که شخص حق و باطل و خوب و بد باشد فضایل و رذایلی که در پرتو اختیار و اراده، ظهور فعلی پیدا می کنند. بر اساس این بینش، هرگز عوامل خارجی و اجتماعی، چیزی را در انسان ایجاد نمی کنند، بلکه احیاناً زمینه شکوفایی آنها را فراهم می آورند. بینش ما درباره انسان این است که او از حقیقت مجرّد و ثابتی برخوردار می باشد که در جای خودش به اثبات رسیده است. آن حقیقت ثابت از دیدگاه قرآن،«روح الهی» است که در انسان دمیده شده است.


«فإذا سَوَّیْتُهُ و نَفَخْتُ فیهِ مِنْ روحی ...»[1](آن گاه که او را به خلقت کامل آراستم و از روح خود در او دمیدم...) فضایل و رذایل به این حقیقت ثابت الهام شده است.
«وَ نَفْسٍ وَ ما سَوّیها فألهَمَها فُجُورَها و تَقْویها»[2](سوگند به نفس و به کسی که او را تعدیل کرد(و نیکو بیافرید) و شرّ و بدی، و تقوا و خوبی را به او الهام فرمود.)


طبق بیان قرآن، همان گونه که انسان دارای فطرت و توحیدی است و از طریق آن، به وجود خدای بزرگ ـ که دارای جمیع صفات زیباست ـ پی می برد. از راه فطرت نیز به فضایل و رذایل آشنا می گردد؛ و می یابد که فضیلت، تقوای نفس؛ و رذیلت، فجور نفس است. عقل نیز این بیان قرآن را تأیید و ثابت می کند، و مسأله حُسن و قبح عقلی بیانگر آن است که عقل به درک حُسن فضایل و قبح رذایل نایل می شود و به تبیین اخلاق نظری می پردازد.


اخلاق نظری بدان معناست که اراده و اختیار انسان، نقشی در حسن و قبح صفات فضیلت و رذیلت ندارد. این که چه صفاتی خوب است چه صفاتی بد، از قلمرو اختیار و اراده ما خارج است. اراده ما محور خوب و بد نیست؛ بلکه حسن و قبح دارای ملاک عقلی و فطری است. این که عدالت و احسان خوب است و ظلم و بخل در انفاق، بد است؛ از جمله این صفات است. آنچه در قلمرو اختیار و اراده قرار می گیرد، مربوط به اخلاق عملی است ـ که دین و عقل عملی بیانگر آن می باشند ـ عمل مسأله ای مشخّص در مسیر حصول تهذیب نفس از جمله اخلاق عملی است. البتّه مُشخّص نوع اخلاق عملی، اخلاق نظری ـ به عنوان زیر بنای اخلاق عملی ـ است.


معنای فطری بودن فضایل و رذایل این نیست که مصادیق آنها را بدون تعلیم و تربیت و وجود معلّم درک کنیم و محتاج به ارسال رسل نباشیم؛ اگر چنین بود، هیچ کس و هیچ قوم و اجتماعی در مصادیق و فضایل و رذایل، اختلافی نمی داشت.
هر انسانی، حسن عدالت و قبح ظلم را درک می کند و در آن اختلافی ندارد؛ ولی در مصادیق عدالت و ظلم، آرا و نظرها مختلف است. لذا مسائل بیان شده در دین، مصادیق فضیلت و رذیلت هستند؛ که ملاک آنها حُسن و قبح عقلی است. زیرا عقل، نخست اعتماد به دین را ثابت می کند آن گاه می گوید. اوامر دینی ـ که بیان کننده فضیلت اند ـ برگشت به عدالت و کمال انسانی دارد. و نواهی ـ که بیان کننده رذیلت اند ـ برگشت به ظلم و نقص در انسانیت می کنند.


به عبارت دیگر، می گوییم: فضایل و رذایل از آن جهت فطری اند که انسان، به لحاظ مرتبه عالی وجودی اش، طالب کمال انسانی بوده و صفات مبعود را جستجو می کند؛ و به لحاظ مرتبه دانی وجودی اش، در طلب مادّیت و مُلک و در پی صفات پست حیوانی می باشند. بنابراین، آنچه از صفات و اعمال، مناسب مرتبه انسانی باشد، فضیلت و آنچه صرفاً در جهت رشد صفات حیوانی باشد ـ به نحوی که با بُعد والای انسانی منافات داشته باشد ـ رذیلت محسوب می شود. از دیدگاه عقل، صفات انسانی حُسن، و صفات حیوانی صرف، نوعاً برای انسان، قبح و زشت است.


پی نوشتها:

[1] .سوره ص، آیه72.
[2] . سوره شمس، آیه7و8.
محمدرضا امینی زاده- اخلاق اسلامی، ص 11


[ دوشنبه 91/12/7 ] [ 11:14 صبح ] [ سید زین العابدین رشید کوهستانی ] [ نظر ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

بنده سید زین العابدین رشید کوهستانی،اهل روستای کوهستان از توابع شهرستان بهشهر هستم. از سال 1374 وارد حوزه علمیه شدم وپس از طی تحصیلات مقطع مقدمات و سطح در حوزه علیمه فیضیه مازندران بابل،در سال 1382 وارد حوزه علیمه قم شدم و در کنار تحصیل در فقه و اصول و شرکت در درس خارج فقه و اصول مراجع بزرگوار آیات عظام سبحانی و مکارم شیرازی،در رشته تخصصی تاریخ اسلام و تشیع در مقطع کارشناسی ارشد فارغ التحصل گردیده ام.
لینک دوستان
امکانات وب


بازدید امروز: 4
بازدید دیروز: 13
کل بازدیدها: 79791